(ساعت 11.5 شب)
خسته تر از هر شب میروم که بخوابم.....
تو رختخواب که دراز میکشم جسمم آروم میگیره...اما!
فکرم تازه شروع بکار میکنه.....
میخواد از جسمم جدا بشه و بره به اونجاهایی که در دور دست قرار داره...
منم آزاد میزارم هر کجا که میخواد بره...
می دونی چرا آزاد می زارمش؟
چون میدونیم جایی نداره جز اینکه بیاد پیش تو!!
من هم با فکرم همسفر میشم تا پیش تو باشم...
(ساعت 12 شب)
زمان خیلی سریع میگذره...
اما واسه من و فکرم تو این موقع شب زمان معنایی نداره....
چون الان پیش تو هستیم..... و در کنار تو...
چه زیبایی و چه معصوم....
لبخند و نگاهت ، نگاهم را ذوب میکند و وجودم را مست خود...
دستت را بر دست میگیرم و بر آن بوسه ای میزنم و بر روی صورتم میگذارم....
وای که این آرامش در کنار تو چه زیباست و وصف ناپذیر....
(ساعت 1 بامداد)
جسم من در خواب است و فکرم در حال استراحت...اما!
روح من آزاد است....
به کجا می رود این روح...!؟
او هم به سمت تو می آید....
روح من آزاد است و با تو به هر کجا و هر چه می خواهد می رسد...
شادی و خوشحالی روحم هر آنچه است از با تو بودن است ولاغیر...
(ساعت 4.5 بامداد)
همراه با نسیم صبح و صدای اذان بیدار میشوم....اما!
کاش بیدار نمی شدم...با تو بودن چه خوب بود و چه شیرین....
اما نه ! بگذار بیدار شوم....
چقدر در خواب و چقدر در رویا با تو باشم...!؟
می خواهم این بار در واقعیت با تو باشم...در بیداری....
خواب بس است....
با گرفتن وضو و زمزمه اذان به دیدار معبود میروم...
چه آرامش بخش است درددل با خدای مهربان...
در آخر نمازم از او یک خواسته دارم....
او چیزی نیست جز ( تو).
سلام دوستان
امیدوارم همواره سالم و سلامت باشین.
متن بالا رو تقدیم میکنم به بهترین یار و مهربانم که هیچ زمانی منو تنها نذاشته.
همیشه ازش ممنونم و امیدوارم روزی بتونم محبتهای کم نظیرش رو جبران کنم.
ضمنا پیشاپیش این ایام پر برکت، عید سعید غدیر خم رو هم به همتون تبریک میگم.
امیدوارم همیشه شاد سلامت و سربلند باشید.
دوستدار تک تک شما عماد.